الفيض الكاشاني
537
ترجمة الحقائق ( فارسى )
ردّ آن بشود و در جواب به وى گفته شود كه : « لا لبّيك و لا سعديك » يعنى نباشد تو را اجابت ندايى و يارى دينى . و بايد كه در ميان خوف و رجا متردّد باشد و از گردش و قوّت خود بَرى باشد و تكيه بر فضل و كرم خدا داشته باشد ؛ زيرا كه وقت تلبيه ابتداى امر و محلّ خطر است . حضرت امام زين العابدين عليه السلام هنگامى كه احرام بستند و شتران در پا داشته شد رنگِ مبارك آن حضرت زرد شد و لرزيد « 1 » و رعشه بر اندام مبارك آن حضرت افتاد و استطاعت نداشتند كه تلبيه بگويند ، شخصى به آن حضرت گفت : چرا تلبيه نمىگويى ؟ فرمودند : مىترسم كه خداى عزّ وجلّ به من بگويد « 2 » : « لا لبّيك و لا « 3 » سعديك » . و وقتى كه تلبيه گفتند بيهوش شده از مركوب درافتادند و مكرّر اين حالت آن جناب را رو مىداد تا از حجّ فارغ شدند « 4 » . فصل [ آن چيزى سزاوار است براى حاجى هنگام دخول مكه ] و هرگاه داخل مكّه شود بايد كه متذكّر آن شود كه به حرم امنى رسيده و امّيدوار باشد كه به دخول آن ايمن گردد از عقاب خدا و بترسد از اينكه اهل قرب نباشد و در داخل شدن حرم نا امّيد باشد و خود را مستحقّ غضب داند و در جميع اوقات بايد كه امّيدش غالب باشد ، زيرا كه كرم خدا عامّ و شرف خانه عظيم است و حقّ زيارت كننده رعايت مىشود و حرمت كسى كه طلب امان نموده [ و ] پناه ببرد ضايع نمىگردد . پس هرگاه چشم او بر خانه بيفتد سزاوار آن است كه عظمت خانه را در دل حاضر گرداند و با خود چنان قرار دهد كه گويا از راه شدّت تعظيمْ صاحب خانه را مشاهده مىكند . و امّيدوار به ملاقات آن باشد چنانچه لقاى خانهء او را ميسّر شده و شكر خدا را
--> ( 1 ) . لرزيد / a s لرزيدند . ( 2 ) . بگويد / s بگويند كه . ( 3 ) . m - لا . ( 4 ) . عوالي اللئالي 4 : 35 ح 121 .